تبیینی از معضلات اجتماعی برآمده ازکاستی های قانون داوری در طلاق
محورهای موضوعی : اخلاق و تربیت اسلامی
1 - استادیار، گروه الهیات، فقه و حقوق اسلامی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
کلید واژه: داور, طلاق, خلع و مبارات, شقاق, اصلاح ذات البين, طلاق توافقي.,
چکیده مقاله :
در صورت بروز نشانه¬هاي اختلاف بين زوجين لازم است دولت با تشکيل يک نهاد صلح خانوادگي، ماده نزاع را قلع و بين زوجين صلح ايجاد نماید و در حقوق ايران به اين نهاد، داوري اطلاق مي¬شود. داوری طلاق در ایران، به عنوان یکی از ابزارهای مهم حل و فصل اختلافات زوجین، نقشی حیاتی در کاهش بار دادگاهها و تسهیل روند طلاق ایفا میکند.با این حال، فرآیند داوری با چالشهای متعددی در سطوح قانونی و اخلاقی روبرو است که این امر میتواند تاثیر منفی بر عدالت و کارایی این روش بگذارد. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی نابسامانیها و کاستیهای موجود در سیستم داوری طلاق از دو بعد قانونی و اخلاقی و ارائه راهکارهای موثر برای بهبود شرایط انجام شده است. روش مورد استفاده در این پژوهش توصیفی - تحلیلی است و بر اساس آن مباني داوري، ايرادات قانوني در حقوق ايران در امر داوري طلاق، چالش های اخلاقی داوری بین طرفین طلاق پرداخته شده است. بر اساس یافته های این مطالعه پیشنهاد گردیده قوه قضائيه در كنار دادگاه¬هاي خانواده، به تعداد لازم شعب داوري متشكل از كارشناسان حقوقي و مشاورين خانواده و روان¬شناس براي كمك به دادگاه جهت حل اختلافات خانوادگي تشكيل دهد. علاوه بر این آموزش و توانمندسازی داوران، اجرای مکانیزمهای نظارتی قویتر، ایجاد شفافیت در فرآیند داوری از دیگر پیشنهادات این پژوهش جهت کاهش چالش هاس قانونی و اخلاقی دواری طلاق در ایران است.
In case of signs of disagreement between couples, it is necessary for the government to establish a family peace institution to resolve the dispute and create peace between the couples, and this institution is referred to as arbitration in Iranian law. Divorce arbitration in Iran, as one of the important tools for resolving couples' disputes, plays a vital role in reducing the burden of the courts and facilitating the divorce process. However, the arbitration process faces many challenges at the legal and ethical levels, which can have a negative effect on the fairness and efficiency of this method. Therefore, the present study was conducted with the aim of examining the disorders and shortcomings in the divorce arbitration system from two legal and ethical dimensions and providing effective solutions to improve the situation. Legal defects in Iranian law in the matter of divorce arbitration, ethical challenges of arbitration between divorce parties have been discussed. Based on the findings of this study, it is suggested that the judiciary, in addition to the family courts, form the necessary number of arbitration branches composed of legal experts, family counselors and psychologists to help the court to resolve family disputes. In addition to training and empowering arbitrators, implementing stronger monitoring mechanisms, creating transparency in the arbitration process are other suggestions of this research to reduce the legal and ethical challenges of divorce in Iran.
طبرسي، ابن علي الفضل بن الحسن (1995م)، مجمع البيان في تفسير القرآن، چ2، بيروت: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، ج3، ص80.
هدايت¬نيا، فرج الله، (1386)، فلسفة حقوق خانواده، چ1، تهران: روابط عمومي شوراي فرهنگي ـ اجتماعي زنان، ج3، ص233.
نجفي، محمد-حسن (1994م)، جواهر الکلام في شرايع الاسلام، چ2، بيروت: نشر دار احياء تراث العربي، ج31، ص209.
مکارم شيرازي، ناصر و همکاران (1375)، تفسير نمونه، چ3، تهران: دارالکتب الاسلاميه، ج3، ص240.
قرائتي، محسن (1382)، تفسير نور، چ5، تهران: مرکز فرهنگي درسهايي از قرآن، ج2، ص285.
طباطبايي، سيد محمدحسين (1372)، الميزان في تفسير القرآن، چ3، قم: دارالکتب¬الاسلاميه ج3، ص247.
مکارم شيرازي، ناصر و همکاران (1375)، تفسير نمونه، چ3، تهران: دارالکتب الاسلاميه، ج3، ص375.
طبرسي، ابن علي الفضل بن الحسن (1995م)، مجمع البيان في تفسير القرآن، چ2، بيروت: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، ج3، ص81
.ناجي، محسن (1970م)، شرح قانون احوال¬الشخصيه، چ1، بغداد: نشر الرابطه، صص 321ـ 320.
هدايت¬نيا، فرج الله، (1386)، فلسفة حقوق خانواده، چ1، تهران: روابط عمومي شوراي فرهنگي ـ اجتماعي زنان، ج3ص237.
مکارم شيرازي، ناصر و همکاران (1375)، تفسير نمونه، چ3، تهران: دارالکتب الاسلاميه، ج3، ص376.
.عيسي الفقي، عمرو (2005م)، الموسوعه الشامله في احوال الشخصيه، چ1، قاهره: دارالکتب القانونيه، ص113.
استانبولي، اديب (1997م)، الصيغ القانونيه لدعاوي الأحوال¬الشخصيه، چ2، دمشق: نشر المکتبه القانونيه،ص494.