اخلاق تفسیر در مواجهه با هنر: بازخوانی کاشینگاره اغوای یوسف (خانه عطروش) بر پایه هرمنوتیک گادامر
محورهای موضوعی : اخلاق و تربیت اسلامیسارا عظیمی 1 , حسین اردلانی 2 * , عباس مهرپویا 3 , نفیسه نمدیان پور 4
1 - دانشجوی دکتری،گروه فلسفه هنر، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران
2 - گروه فلسفه هنر، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان ، ایران
3 - گروه زبانهای خارجی، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان ، ایران
4 - گروه فلسفه هنر، واحد رامسر، دانشگاه آزاد اسلامی، رامسر، ایران
کلید واژه: اخلاق تفسیر, هرمنوتیک گادامر, کاشینگاری قاجار, خانه عطروش, داستان یوسف و زلیخا, امتزاج افقها.,
چکیده مقاله :
مطالعه نگارههای روایی دوره قاجار اغلب در محدوده رهیافتهای فرمالیستی یا تاریخنگارانه محصور مانده است. تقلیل اثر هنری به ابژهای صرفاً تاریخی یا تزئینی، مانع از درک ظرفیتهای گفتوگویی آن شده و از منظر «اخلاق تفسیر»، تقلیلگرایانه ارزیابی میشود. پژوهش حاضر با هدف گذار از این محدودیتها و تبیین ابعاد اخلاقی-شناختی مستتر در مواجهه با اثر هنری، کاشینگاره «اغوای یوسف» در خانه تاریخی عطروش شیراز را بر پایه هرمنوتیک فلسفی هانسگئورگ گادامر مورد واکاوی قرار میدهد. در این راستا، با اتکا به روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد کیفی، مفاهیم بنیادینی چون آگاهی تاریخاثرگذار، دیالکتیک پرسش و پاسخ و امتزاج افقها، در قالب الگویی تحلیلی بر نمونه موردی تطبیق داده شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که این کاشینگاره نه یک مصورسازی منفعلانه از سنت ادبی پیشین، بلکه رخدادی ارتباطی است که در آن، تقابل مضمونی «فضیلت و وسوسه» دستمایه نوعی بازاندیشی تصویری قرار گرفته است. هنرمند با بهرهگیری از عناصر بصری التقاطی (نظیر فرنگیسازی)، پیشفهمهای تثبیتشده مخاطب را به چالش کشیده و خوانشی چندلایه از این روایت اخلاقی ارائه میدهد. نتیجه آنکه، فرآیند فهم در مواجهه با این اثر، مستلزم نوعی «گشودگی اخلاقی» است؛ وضعیتی که در آن مفسر با تعلیق پیشداوریهای متصلب خود و ورود به دیالکتیک با اثر، امکان آمیختگی افق انتظار خویش را با افق معنایی نهفته در سنت دیداری فراهم میآورد.
The study of narrative paintings from the Qajar period has often remained confined within the confines of formalist or historiographical approaches. Reducing a work of art to a purely historical or decorative object prevents understanding its dialogic potential and is considered reductionist from the perspective of the "ethics of interpretation." The present study, with the aim of overcoming these limitations and explaining the ethical-cognitive dimensions hidden in the encounter with the work of art, analyzes the tile painting "The Seduction of Joseph" in the historical house of Atroush in Shiraz based on the philosophical hermeneutics of Hans-Georg Gadamer. In this regard, relying on the descriptive-analytical method and qualitative approach, fundamental concepts such as awareness of influential history, the dialectic of question and answer, and the fusion of horizons have been adapted to a case study in the form of an analytical model. The research findings show that this tile painting is not a passive illustration of a previous literary tradition, but rather a communicative event in which the thematic contrast of "virtue and temptation" is the subject of a kind of visual rethinking. Using eclectic visual elements (such as Westernization), the artist challenges the audience's established preconceptions and presents a multi-layered reading of this moral narrative. As a result, the process of understanding in encountering this work requires a kind of "moral openness"; A situation in which the interpreter, by suspending her rigid prejudices and entering into a dialectic with the work, enables the blending of her horizon of expectation with the horizon of meaning hidden in the visual tradition.
احمدی، بابک. (۱۳۹۲). حقیقت و زیبایی: درسهای فلسفهی هنر. تهران: نشر مرکز.
احمدی، س.، فلاحی، ن. (۱۴۰۱). تأثیر پیشدریافتهای فرهنگی بر دریافت نگارههای مذهبی. مطالعات فرهنگی و هنر، ۳۹(۱)، ۵۹–۷۸.
آژند، یعقوب. (1393). تاریخ هنر ایران در دوره قاجار. تهران: انتشارات سمت.
پاکباز، رویین. (۱۳۹۲). نقاشی ایران: از دیرباز تا امروز. تهران: انتشارات زرین و سیمین.
پالمر، ریچارد ای. (۱۳۷۷). علم هرمنوتیک. ترجمه محمدسعید حنایی کاشانی. تهران: انتشارات هرمس.
جامی، نورالدین عبدالرحمان. (۱۳۷۸). هفت اورنگ (بخش یوسف و زلیخا). مصحح: جابلقا دادعلیشاه و دیگران. تهران: مرکز نشر میراث مکتوب.
حاجی سلطانی، ط.، قطبی، ث.، داودی مقدم، ف. (۱۴۰۱). ریختشناسی داستان حضرت یوسف براساس الگوی پراپ در تفاسیر البرهان و الدر المنثور. پژوهشهای زبانشناختی قرآن، ۱۱(۱)، ۲۳–۴۰.
حسینی، م. نیکنهاد، ن. (۱۳۹۹). بازتاب داستان حضرت یوسف در نگارههای دوره صفوی. فصلنامه هنرهای تجسمی، ۴۵(۲)، ۳۳–۵۰.
ذکا، یحیی. (۱۳۷۶). تاریخچه ساختمانهای ارگ سلطنتی تهران و راهنمای کاخ گلستان. تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور.
ربانی گلپایگانی، علی. (۱۳۸۱). «هرمنوتیک فلسفی در اندیشه گادامر». فصلنامه قبسات، (۲۳)، ۳-۲۶.
رستگار، ا.، شریفی، ع. (۱۴۰۱). روایت تصویری در نگارههای ایرانی با محوریت داستانهای قرآنی. فرهنگ و هنر اسلامی، ۳۲(۴)، ۶۵–۸۲.
رشیدیان، عبدالکریم. (۱۳۹۰). هرمنوتیک. تهران: نشر نی.
رضوی، ف. س.، کاظمی، ن. (۱۴۰۲). تأثیر ادبیات منظوم بر نگارههای داستان یوسف. ادب و تصویر، ۱۷(۳)، ۴۷–۶۳.
ساجدی، ابوالفضل.، و سرلک، مهدی. (۱۴۰۰). «بررسی انتقادی نظام فلسفی هرمنوتیکی گادامر». کلام اسلامی، ۳۰(۱۱۷)، ۸۵-۱۰۶.
شفیعی، ح.، کریمی، ز. (۱۴۰۰). تحلیل دیالکتیکی نگارههای مذهبی با رویکرد گادامر. فلسفه هنر، ۲۳(۱)، ۲۹–۴۸.
صالحی، پ. (۱۳۹۵). بررسی و تحلیل داستان حضرت یوسف در قرآن کریم در چارچوب الگوی سیمپسون. پژوهشنامه تفسیر و زبان قرآن، ۵(۲)، ۵۱–۶۸.
طباطبایی، س. م.، موسوی، ف. س. (۱۴۰۰). تحلیل هرمنوتیکی نگارههای مذهبی در هنر ایرانی. مطالعات هنر و زیباییشناسی، ۲۸(۱)، ۲۱–۴۰.
عباسی، ن. و فلاحی، م. ر. (۱۴۰۰). دیوارنگارههای مذهبی بهعنوان متون بصری در هنر ایرانی. هنر و معنا، ۲۶(۲)، ص. ۳۵–۵۲.
عرب یوسفآبادی، فائزه. (۲۰۲۵). «امتزاج افقها در رمان جزیره سرگردانی: تأملی بر بنیاد نظریه گادامر». پژوهشنامه ادبیات تطبیقی دانشگاه تبریز.
قاسمی، م.، ناصری، ل. (۱۳۹۸). دیوارنگارههای کاخ گلستان و بازتاب روایت یوسف. میراث فرهنگی، ۵۵(۲)، ۷۳–۹۰.
کفشچیان مقدم، اصغر.، منصوری، امیر.، و شمسیزاده ملکی، ر. (۱۳۹۲). «بررسی تزیینات معماری سنتی ایران از منظر دیوارنگاری». هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی، ۱۸(۳)، ۵-۱۶.
گادامر، هانس-گئورگ. (۱۳۸۹). حقیقت و روش: خطوط اساسی هرمنوتیک فلسفی. ترجمه سید محمدرضا حسینی بهشتی. تهران: انتشارات سمت.
موسوی، ز. س.، رجبی، ع. ا. (۱۴۰۲). تحلیل تطبیقی نگارههای داستان یوسف در خانه مقدم و خانه عطروش. هنر ایرانی، ۴۸(۳)، ۴۱–۶۰.
نادری، سمیه.، و قاسمی، امیرحسین. (۱۴۰۱). «تحلیل دیالکتیکی رخداد حقیقت در هرمنوتیک فلسفی گادامر». فصلنامه اندیشه فلسفی، دانشگاه علامه طباطبایی، (۳۴)، ۱۲۱-۱۴۵.
نامداری، م. (۱۳۸۵). «دیوارنگاری در دوره قاجار». هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی، (۲۵)، ۶۱–۷۸.
نطاق، ش.، بلالی اسکویی، آ. و جمالی، ی. (۱۴۰۳). «تطبیق ساختار نگارههای یوسف و زلیخا با مفاهیم قرآنی». فصلنامه نگره، ۱۹(۷۱).
واعظی، احمد. (۱۳۹۰). «پیشداوری و فهم در هرمنوتیک فلسفی گادامر». فصلنامه راهبرد، (۶۰)، ۷-۳۴.
Amanat, A. (1997). Pivot of the Universe: Nasir al-Din Shah Qajar and the Iranian Monarchy, 1831-1896. Berkeley: University of California Press.
Canby, S. R. (2009). Islamic Art in Detail. Cambridge: Harvard University Press.
Diba, L. S., & Ekhtiar, M. (1998). Royal Persian Paintings: The Qajar Epoch, 1785-1925. New York: I.B. Tauris in association with the Brooklyn Museum of Art.
Dostal, R. J. (2002). The Cambridge Companion to Gadamer. Cambridge: Cambridge University Press.
Gadamer, H. G. (1976). Philosophical Hermeneutics (D. E. Linge, Trans. & Ed.). Berkeley: University of California Press.
Gadamer, H. G. (1986). The Relevance of the Beautiful and Other Essays. (R. Bernasconi, Trans.). Cambridge: Cambridge University Press.
Gadamer, H. G. (2004). Truth and Method (J. Weinsheimer & D. G. Marshall, Trans., 2nd rev. ed.). London: Continuum.
Grondin, J. (2003). The Philosophy of Gadamer. (K. Colton, Trans.). Montreal: McGill-Queen’s University Press.
Palmer, R. E. (1969). Hermeneutics: Interpretation Theory in Schleiermacher, Dilthey, Heidegger, and Gadamer. Evanston: Northwestern University Press.