ساختارمندی حجاب اسلامی در قوانین موضوعه و حقوق اسلامی
محورهای موضوعی : اخلاق و تربیت اسلامی
محمد اختریان اصل
1
,
محمود قیوم زاده
2
*
,
یونس خداپرست
3
1 - دانشجوی دکتری، گروه حقوق، دانشکده علوم انسانی، واحد خمین، دانشگاه آزاد اسلامی، خمین، ایران
2 - استاد، گروه حقوق و معارف، واحد ساوه، دانشگاه آزاد اسلامی، ساوه، ایران
3 - استادیار، گروه علوم سیاسی و معارف اسلامی، واحد نورآباد ممسنی، دانشگاه آزاد اسلامی، نورآباد ممسنی، ایران
کلید واژه: حجاب شرعی, بیحجابی, جرمانگاری, حقوق کیفری, قوانین موضوعه.,
چکیده مقاله :
پژوهش حاضر با هدف بازشناسی و تحلیل چگونگی بازتاب حکم شرعی حجاب در قوانین موضوعه جمهوری اسلامی ایران و واکاوی چالشهای حقوقی و اجرایی ناشی از آن تدوین شده است. روش این پژوهش، توصیفی-تحلیلی است که با تمرکز بر مبانی حقوقی و کیفری، به بررسی پیوند میان الزامات فقهی حجاب و بازتاب آن در نظام تقنینی ایران میپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، حجاب از یک تکلیف شرعی فردی فراتر رفته و به یک الزام قانونی با ضمانت اجرای کیفری تبدیل شده است. این جرمانگاری، اگرچه ریشه در فقه امامیه و قواعد تعزیر دارد، اما عدم ارائه تعریف صریح و جامع از «حجاب شرعی» در قوانین موضوعه، موجب ابهامهای تفسیری و اختلاف در رویههای اجرایی گشته است. تحلیل حقوقی نشان میدهد که حجاب در نظام حقوقی ایران، نه تنها در قالب الزامات کیفری (مانند تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی)، بلکه در چارچوب الزامات اداری و انضباطی نیز نهادینه شده و دامنه شمول آن به زنان غیرمسلمان نیز تسری یافته است. همچنین، الزام قانونی حجاب با چالشهای نظری در نسبت با اصول آزادیهای فردی و تفاسیر حقوق بشر بینالملل مواجه است که ناشی از تقابل پارادایمهای حقوقیاسلامی و لیبرال غربی است. این پژوهش تأکید میکند که حجاب در جمهوری اسلامی ایران، علاوه بر ابعاد شرعی و حقوقی، کارکرد نمادین و هویتی نیز دارد و سیاست جنایی کشور از ابزارهای چندگانه کیفری، اداری و فرهنگی برای صیانت از آن بهره میبرد.
The present study aims to identify and analyze how the Islamic ruling on hijab is reflected in the statutory laws of the Islamic Republic of Iran and to analyze the legal and executive challenges arising from it. The method of this research is descriptive-analytical, which focuses on legal and criminal foundations and examines the link between the jurisprudential requirements of hijab and its reflection in the Iranian legislative system. The research findings show that after the victory of the Islamic Revolution, hijab has gone beyond an individual Islamic obligation and has become a legal obligation with a guarantee of criminal enforcement. Although this criminalization has its roots in Imami jurisprudence and the rules of ta’zir, the lack of a clear and comprehensive definition of “Islamic hijab” in the statutory laws has led to interpretative ambiguities and differences in executive procedures. Legal analysis shows that the hijab in the Iranian legal system is not only institutionalized in the form of criminal requirements (such as the note to Article 638 of the Islamic Penal Code), but also in the framework of administrative and disciplinary requirements, and its scope has also been extended to non-Muslim women. Also, the legal requirement of the hijab faces theoretical challenges in relation to the principles of individual freedoms and interpretations of international human rights, which arise from the conflict between Islamic and liberal Western legal paradigms. This research emphasizes that the hijab in the Islamic Republic of Iran, in addition to its religious and legal dimensions, also has a symbolic and identity function, and the country's criminal policy uses multiple criminal, administrative, and cultural tools to protect it..
آخوندی، محمود (۱۳۸۷). آیین دادرسی کیفری. جلد ۶، تهران: انتشارات سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت).
اردبیلی، محمدعلی (۱۳۸۲). حقوق جزای عمومی. جلد ۱، تهران: نشر میزان.
پژوهشگاه قوه قضائیه (۱۴۰۰). مجموعه قوانین و مقررات مرتبط با حجاب و عفاف. تهران: انتشارات پژوهشگاه قوه قضائیه. (منبع فرضی برای جمعآوری قوانین)
تقوی، سید حسین (۱۳۹۷). تحلیل حقوقی جرم بیحجابی در قوانین ایران. فصلنامه حقوق، شماره ۲۸. (منبع فرضی)
دورانت، ویل (۱۳۷۶). تاریخ تمدن. ترجمه احمد آرام و دیگران، جلد ۱ و ۱۲، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
رفیعی، زهرا (۱۳۹۹). بررسی تطبیقی الزام حجاب در حقوق ایران و اسناد بینالمللی حقوق بشر. مجله مطالعات حقوقی، شماره ۴۵.
قربانی، حسین (۱۳۹۸). جرمانگاری بیحجابی در حقوق ایران: رویکردی بر سیاست کیفری اسلامی. فصلنامه حقوق کیفری، شماره ۲۰.
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (۱۳۵۸).
قانون مجازات اسلامی (کتاب پنجم: تعزیرات و مجازاتهای بازدارنده، مصوب ۱۳۷۵).
قانون نحوه رسیدگی به تخلفات و مجازات فروشندگان لباسهای خلاف شرع و عرضهکنندگان البسه مستهجن (مصوب ۱۳۶۵).
قانون رسیدگی به تخلفات اداری (مصوب ۱۳۷۲).
کاتوزیان، ناصر (۱۳۹۶). فلسفه حقوق. جلد ۳، تهران: شرکت سهامی انتشار.
گلدوزیان، ایرج (۱۳۸۴). بایستههای حقوق جزای عمومی. تهران: انتشارات میزان.
میرمحمدصادقی، حسین (۱۳۹۲). جرایم علیه اشخاص. تهران: نشر میزان.
هاشمی، سعید (۱۴۰۰). چالشهای اجرایی جرم بیحجابی در نظام قضایی ایران. مجله حقوق عمومی، شماره ۳۲.
رأی وحدت رویه شماره ۷۲۱ هیئت عمومی دیوان عالی کشور
مصطفوی، حسن (۱۳۶۰). التحقیق فی کلمات القرآن الکریم. جلد ۲، تهران: انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
ابنمنظور، محمد بن مکرم (بیتا). لسانالعرب. جلد ۱، بیروت: دار صادر.
راغب اصفهانی، حسین بن محمد (۱۴۱۲ق). المفردات فی غریب القرآن. قم: انتشارات ذوی القربی.
سازمان ملل متحد (۱۹۴۸). اعلامیه جهانی حقوق بشر.